در پَس پردهی پلکهایم که پنهان میشوم، اول ستارهای از آنسوی سیاهی سبز میشود، بعد دستِ ترانهای آستینِ سکوتم را میکشد، بعد نامی برایش انتخاب میکنم و بعد، رگبارِ بیامان ... خاتون! دلم میخواست شاعرِ دیگری بودم! نه شبیه شاملو (که شهامت تکلمِ ترانه را به من آموخت!) نه همصورتِ سهراب (که پَرَش به پَرِ پُرسشی نمیگرفت!) و نه حتی، همچشمِ فانوسِ همیشهی فکرهایم: فروغ فرخزاد! دلم میخواست شاعر دیگری باشم! میخواستم زندگی را زلال بنویسم! میخواستم شعری شبیه آواز کارگران ساختمان بنویسم! شعری شبیه بغضِ کودکان کفترباز! شعری شبیه چشمان بیقرار آهو، در تنگنای گریز و گلوله... میخواستم جور دیگری برایت بنویسم! میخواستم طوری بنویسم که برگردی! باید قانونِ قدیمی قلبها را نادیده گرفت! باید دهان هر کسی را که گفت: «دوری و دوستی» گِل گرفت! باید به کودکانِ دبستانِ ستاره گفت: جوابِ یک و یک همیشه دو نمیشود! آه! معنای یکی شدن! نیمهی سفر کرده! آخر چرا پیدایم نمیکنی!
یغما گلرویی (زاده 1354) ترانهسرا، نویسنده، شاعر، فیلمنامه نویس و مترجم ایرانی است. او بیشتر شهرت خود را مدیون خوانده شدن ترانههایش توسط خوانندگان مشهور فارسی زبان است. از او آثار متعددی از جمله شعر، داستان، ترجمهٔ شعر، فیلمنامه و غیره منتشر شده است و در ضمن ترانههای توسط کسانی همچون سیاوش قمیشی، حسن شماعی زاده، معین، امید، شیلا، فرهاد جواهر کلام، ناصر عبداللهی، شادمهر عقیلی، قاسم افشار، سعید شهروز، رضا یزدانی و ... اجرا شده است. ترانهٔ "تصور کن" که در آلبوم روزهای بی خاطرهٔ سیاوش قمیشی اجرا شد را میتوان از معروفترین ترانههای گلرویی نامید.
نام: احمد نام خانوادگی: شاملو آمدن: 1/ آذر/ 1304 رفتن: 2/ مرداد/ 1379 محل تولد: تهران و بعد... پدرش افسر ارتش بود و مدام از این شهر به آن شهر اعزام میشد و همین باعث شده بود كه شاملو تحصیلات مرتبی نداشته باشد. او در سال 1322 برای اولین بار زندانهای متفقین را تجربه كرد. در سال 1326 اولین مجموعه شعرش را با عنوان "آهنگهای فراموش شده" كه مجموعهای از شعرهای سنتی و نیمایی و حتی گاهی بی وزن و قافیه بود به چاپ رساند. در سال 1330 "قطعنامه" و شعر بلند "23" را منتشر كرد. شعرهای این مجموعه بیانگر این مطلب بود كه شاملو با گذر از شیوه نیمایی دنبال راه و روشی تازه است. او ادبیات كلاسیك را هم به خوبی میشناخت و بر زبان فارسی تسلط كامل داشت كه نتیجه آن در اشعارش بسیار بارز است. او با فرهنگ عامه نیز آشنایی بسیار داشت كه در راستای این آشنایی اثری ماندگار یعنی "كتاب كوچه" را آفرید. او در شعر به دیدگاهی كاملاً مستقل دست یافت تا جایی كه عنوان "پدر شعر سپید" شایسته اوست. ویژگی بارز شعرهای او وجود تصاویری شكوهمند و زنده، زبانی محكم و قدرتمند و تفكری اجتماعی است كه از طریق اسطورههای انسانی، تمثیل و نماد بیان میشود. آهنگ سخن او گاهی به نثر قرن چهارم و پنجم و گاه به زبان ترجمههای كتاب مقدس نزدیك میشود. تسلط كامل او بر زبان، ترجمههای او را نیز متفاوت كرد. او گاهی آنقدر با شعر یا متن درگیر میشود كه به نوعی بازآفرینی میرسد و ترجمهای مثل "دن آرام" یا "پابرهنهها" را میآفریند. او بدون شك یكی از برجستهترین شاگردان نیما بود.
به خدا منخستهام خیلی دلم میخواهد از اینجا به جانبِ آن رهاییِ آرامِ بی دردسربرگردم
آیا تو قول میدهی؟! دوباره از اشتیاقِ سادگی ... اشتباه نکنم؟!
اول انگار نگاهم كرد اول انگار ساكت بود بعد آهسته گفتگفت برایت سنجاقسری از گیسوی رود و خوابِ خاطره آورم آیا همین نشانیساده برای علامتِ علاقه كافی نیست؟
حالا چمدانت را بردار آرام پاورچین از پلهها به جانبِ آسمان بیا، ما دوباره به خوابِ دور هفت دریاو هفت رود و هفت خاطره بر میگردیم آنجا تمامِ پریان پرده پوش در خوابِنیلبكهای پُر خاطره ترانه میخوانند، آنجا خواب هم هست، اما بلند! اما دیوار کوتاه هم هست فاصله هم هست، اما نزدیك، نزدیك...! نزدیكتر بیا می خواهم ببوسمت!
۱۳۳۴/۱/۱ - تولد - روستای مَرغاب، ایذه بختیاری، خوزستان. فرزند سومخانوادهای چهاردهنفره. پدر: کشاورز، شاعر و شاهنامهخوان. مادر: خانهدار
۱۳۴۳ - تاسیس روزنامه دیواری "ناقوس" در دبستان (ماهانه) ودرج اولین زمزمههای کودکانه در همین روزنامه.
تصادف شدید با اتومبیل، قطعامید پزشکان از بازگشت صالحی به زندگی.
صالحی از سال اول دبستان، کار ونانآوری را در کنار تحصیلات تجربه میکند: شاگرد پادو، آبیخ فروشی، تدریس خصوصیهمکلاسیهای خود، خرازی فروشی، شاگرد بنایی و فعلگی.
۱۳۵۰ - معرفی شعر صالحی در رادیوهای استان خوزستان (آبادانو اهواز) و حمایت مهدی اخوان ثالث از شعر صالحی. چاپ اشعار ایشان در مجلهی بومیشرکت نفت، به اهتمام ابوالقاسم حالت.
۱۳۵۱ - شرکت در اولین شب شعر مسجدسلیمان در کنار شاعران پیشکوست و دبیران شاعر اهل جنوب و استقبال مردم از شعرصالحی.
پارهای از شعر "شبان" که سال ۱۳۵۰ سروده شد و سال ۱۳۵۱ در شب شعرخوانده شد: شب، شرجی، نان و ستاره و نفت، حتما شبانی که شبانآمد شبان هم رفت.
۱۳۵۲ - احضار صالحی به دفتر دبیرستان که توسط دوغریبه بازجویی میشود و سرانجام از او میخواهند که در شعر و انشاهایی که سر کلاسمیخواند، دست از انتقاد و معارضه با شرایط بردارد. صالحی مدتی سکوت میکند.
۱۳۵۳ - احضار مجدد و تنبیه و تهدید از سوی مقامات وقت. صالحی ترک تحصیل میکند.
۱۳۵۴ - به درخواست رئیس دبیرستان و خواهش خانواده، صالحی برسر کلاس درس بازمیگردد و دیپلم ریاضی را میگیرد.
سال ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۴ صالحیهمراه تنی چند از شاعران پیشکسوت و همنسل خود جریان "موج ناب" را در شعر سپیدپیریزی میکند. منوچهر آتشی و نصرت رحمانی در تهران از این جریان پیشرو حمایتمیکنند و برای شعر صالحی ویژهنامههایی در مطبوعات جدی و معتبر ادبی منتشرمیکنند. (دیدار صالحی با اخوان ثالث، منوچهر آتشی، منوچهر نیستانی، نادر نادرپور وسهراب سپهری در تهران)
اواخر ۱۳۵۴ اعزام به خدمت نظام وظیفه. سه ماه درپادگان لشکرک تهران که به علت نافرمانی، دو ماه آن را صالحی در زندان گذراند. سهماه خدمت در پادگان صُفه اصفهان که قریب به چهار هفتهی آن را صالحی در زندانگذراند. او در یکی از مصاحبههایش گفته است: "قادر نبودم زور و جور و تحمیل بیدلیلرنج را تحمل کنم". دو ماه و هجده روز خدمت در قوشچی رضاییه، که در واقع درجهیگروهبان سومی او را حذف کرده و به قوشچی رضاییه تبعیدش کرده بودند. سرانجام پس ازسی روز در قوشچی، صالحی به دلیل ضعف بینایی و رفتارهای غیر قابل کنترل (به زعمفرماندهان) معافیت پزشکی میگیرد و سال ۱۳۵۵ به مسجد سلیمان باز میگردد. در تماماین مدت اشعارش به صورت مستمر در جراید مرکز به چاپ میرسیده است. ۱۳۵۷ - صالحی از گروه "موج ناب" فاصله میگیرد. او در اینباره گفته است: "حس میکردم همهی ما شاعران موج ناب داریم شبیه هم میشویم. درک ودریافتم درست بود. دیگر زبان موج ناب جوابگوی احوال و خلاقیت من نبود. یکی دوبار بادوستان شاعرم دربارهی نقض تقطیع غلط و سطربندی سنتی در شعر سفید بحث کردم و گفتماین شیوهی زیرهم نویسی و پراکنده کردن کلمات بر صفحهی سپید کاغذ درست نیست!"
۱۳۵۸ - یازدهم اردیبهشت این سال صالحی تصمیم میگیرد تابرای اقامت دایمی در تهران، شهر خود را ترک کند. او بر این باور بود که ماندن درمسجد سلیمانِ محروم، دستاوردی جز استمرار محرومیت (حتی در خلاقیت) ندارد. بیآن کهکسی یا آشنایی در تهران داشته باشد، با صد تومان، مدرک دیپلم و مدرک معافیت از نظاموظیفه، راهی تهران میشود.
بعد از تحمل سختیهای بسیار، پاییز ۱۳۵۸ درکنکور رشتهی ادبیات دانشکده هنرهای دراماتیک قبول میشود، و همزمان با حمایتاسماعیل خویی، غلامحسین ساعدی، نسیم خاکسار و عظیم خلیلی به عضویت کانون نویسندگانایران درمیآید و در مطبوعات آزاد مشغول به کار میشود.
۱۳۵۹ - در جریان انقلاب فرهنگی، زخمی میشود و سپس در مسجدسلیمان محاکمه شده و مورد کیفر قرار میگیرد.
۱۳۶۰ - برای گذرانزندگی به مشاغل گوناگونی در تهران روی میآورد: کتابفروشی کنار خیابان، دکهیکبابی، رانندگی و مسافرکشی، کار در مهدکودکهای تهران به عنوان قصهگوی کودکان،مربی شنا و نجات غریق، و چاپ دفاتر شعر و استقبال ناشران و مردم از کتابهای صالحی. .
۱۳۶۱ و ۱۳۶۲ - در پی حوادثی، دچار مشکلات عصبی و بیماری،سکوت و گریز از مجامع فرهنگی میشود. اما با حمایت دوستان بیدریغاش، به زندگیطبیعی خود بازمیگردد.
۱۳۶۳ - نقض تقطیع سنتی و سطربندیکلاسیک در شعر سپید، و پیشنهاد "تقطیع هموار و مدرن" و ایجاد واکنشهای مختلف ازسوی شاعران در برابر این پیشنهاد. اما سرانجام صالحی موفق میشود تا امروز دستاورداو را در سرنوشت شعر سپید ببینیم. قریب به دو دهه است که کلیه آثار و کتب تازه درشعر و یا اشعار مندرج در مطبوعات، به روش صالحی تقطیع میشوند. (رجوع شود به کتاب "شعر در هر شرایطی" و دیگر مصاحبههای صالحی در اوایل دههی هفتاد.)
صالحیدر همین سال ازدواج میکند. همسر او که تحصیلکردهی آمریکاست، صاحب و مدیر مهدکودکاست. صالحی بارها گفته است که بدون حمایت همسرم، شاید حتی شعر را هم کنارمیگذاشتم.
۱۳۶۴ - بنیانگذاری "جنبش شعر گفتار" - زبانساده و فاهمهی صالحی - و حرکت موثر و ملی او در سرنوشت شعر پیشرو پارسی، و پیشنهادراهی تازه و فراگیر در "شعر زبان" (رجوع شود به کتاب "شعر در هر شرایطی") که باآغاز دههی هفتاد به جریانی همگانی بدل و بویژه مورد استقبال نسلهای پویاتر قرارگرفت.
بعد از این سنتشکنی بود که جریانهای جوان دیگری از دل "جنبش شعرگفتار" به در آمد. صالحی با این جنبش به یکی از موثرترین شاعران زنده تبدیل شده وبا کاستِ "نامهها" حقانیت این راه را تثبیت کرد.
علی صالحی معتقد است که: "ریشهی شعر گفتار به گاتهای اوستا بازمیگردد. معمار نخست آن حافظ است و نیما وشاملو هم چند شعر نزدیک به این حوزه سرودهاند. اما فروغ دقیقا یک شاعر کامل در "شعر گفتار" است. من تنها برای این حرکت "عنوانی دُرُست" یافتم و سپس در مقامتئوریسینِ مولف، مبانی تئوریک آن را کشف و ارائه کردم. همین!"
۱۳۶۴تا ۱۳۷۳ - تلاش و پویش در راه تحکیم و توسعهی "جنبششعر گفتار".
۱۳۷۳تا ۱۳۸۰ - شرکت در مجامع ادبی وفرهنگی بینالمللی در کانادا، سوئد و آمریکا. سخنرانی و شعرخوانی در دانشگاههایکشورهای میزبان.
سرآغاز ترجمهی شعر صالحی به زبانهای فرانسه، عربی،آلمانی، انگلیسی، ارمنی، روسی و کردی به صورت پراکنده در مطبوعات جوامع نامبرده. ترجمه دو دفتر شعر از صالحی در کردستان عراق (به زبان کردی) و استقبال از شعر او. پیوند و دوستی با "شیرکو بیکَس" شاعر نامدار کردستان عراق و دیگر شاعرانی مثل لطیفهملت، رفیق صابر، عبدالله پَشیو، و ...
۱۳۷۸ - بازگشت وفعالیت مجدد در کانون نویسندگان ایران
۱۳۸۰ - انتخاب صالحیاز سوی مجمع عمومی به عنوان یکی از دبیران اصلی کانون نویسندگان ایران که تاهماکنون (۱۳۸۲) این وظیفه را ادامه میدهد.
او بارها در همین زمینه از سویمراجع قضایی و دادگاهها احضار و مورد بازجویی قرار گرفته است.
۱۳۸۲ - صالحی به عنوان سردبیر، یک شماره مجله "معیار ادبی" را منتشر کرد که متعاقبا ممنوعالمصاحبه و از ادامه کار در مجله محروم میشود.
کارگاههای شعر
صالحی در سال ۱۳۷۵ اولین کارگاه شعر خود را در تهران تاسیس کرد که مورداستقبال دانشجویان و شاعران جوان قرار گرفت. اما پس از سه ماه و در پی دو سکتهیپیاپی مغزی و قلبی، کارگاه شعر معیار (در مجله معیار) تعطیل میشود. صالحی پس از دهماه بستری بودن، دوباره زندگی را آغاز میکند.
در سال ۱۳۷۹ صالحی مجدداکارگاه شعر دنیای سخن (در مجله و دفتر دنیای سخن) را راهاندازی میکند که این وهلهبا استقبال پرشوری مواجه میشود. این کارگاه شعر از حیث حقوقی زیر نظر ناشر معتبریاست و هنوز نیز در حال فعالیت است.
گفتنی است که تنی چند از شاعرانی که کارجدی خود را در کارگاههای شعر صالحی آغاز کردند، تا هماکنون برندهی چند جایزهیمعتبر در رشتهی شعر شدهاند. از جمله: علی آموختهنژاد، مهری رحمانی، محمد آشور،علی اخوان، خانم فریسآبادی و زیبا کاوهای.
تازهها
آثار سید علی صالحی درشعر تا امروز به چاپ پنجم هم رسیده و برخی از اشعار او به زبانهای انگلیسی،ایتالیایی، آلمانی، فرانسه، سوئدی، ارمنی، عربی، ترکی و کردی نیز ترجمه شدهاند.
گفتنی است که بزودی زندگینامهی صالحی با عنوان "فرستادهی شفانویسِاردیبهشت" - بخش کودکی، نوجوانی و جوانی تا مقطع ۱۳۶۰ - از سوی "انتشارات ابتکارنو" منتشر خواهد شد.
تازهترین دفتر شعر او به نام "یوماآنادا" در بهار۱۳۸۴منتشر شده است.